تبليغاتX
مرجع دانلود ابزار سری بازی های GTA

mohammad1372

محمد

mohammad1372

http://mohammad1372.blogfa.com

مرجع دانلود ابزار سری بازی های GTA

مرجع دانلود ابزار سری بازی های GTA

مرجع دانلود ابزار سری بازی های GTA

سری بازی های جی تی ای معمولا قشنگ و قابل تحسین بودند و جذابیت بازی ها باعث این شده که علاقمندان خود را سالها به دنبال خود بکشاند و شاید کسانی بوده اند که چندین بار این بازی را به پایان رسانده اند اما بعد از Unstal کردن دوباره هوس CJ و خیابون هاي شهر سان آندریاس رو کرده اند. اما وجود شباهت ها و لباس و رنگ های بازی بعد از گذراندن چندین مرحله برایمان تکراری می شود . حالا من قصد دارم تا با معرفی کردن و ساخت ابزار و وسایل جدید برای این بازی ، بازی را از این حالت در بیارم . GRAND THEFT AUTO Source for Mods , Addons , Car , Maps , Skins , etc

مرجع دانلود ابزار سری بازی های GTA

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

مرجع دانلود ابزار سری بازی های GTA
GRAND THEFT AUTO Source for Mods , Addons , Car , Maps , Skins , etc


PageRank



Exchange Logo


Frend's Logo


اخبار وب


GTA's Arshive

تبليغات
فروش نسخه اصل فقط جای بچه باحالا
فروش هاست و اکانت لیچ

GTA همه چيز درباره

 
خوارج آخرین پایگهایشان یکی در سیستان بود که بتدریج شکست خورده مغلوب اهل سنت شدند»

 

 

سوال: چرا برای حضرت علی بعضی وقتها می گوییم : کرم الله وجهه

جواب : خوارج که دشمنان سرسخت حضرت علی بودند رسم درست کرده بودند که هر وقت نام علی به میان می آمد آنان می گفتند : « قبح الله وجهه»  یعنی خدا چهره او را زشت بگرداند (نعوذ بالله )

اهل سنت بر ضد خوارج ناچار شدند موقع یاد نام علی بگویند : « کرم الله وجهه» یعنی خداوند گرامی بدارد چهره او را.

و به اینصورت این کلمه در ادبیات بعد از خوارج نیز ماند.

خوارج آخرین پایگهایشان یکی در سیستان بود که بتدریج شکست خورده مغلوب اهل سنت شدند یکی از بزرگترین سران خوارج که از سیستان تا حدود استان خراسان را به تصرف خود در آورده بود  ابوحمزه خارجی بود.

و پایگاه دیگرشان که همچنان مانده در کشور عمان است . در آندیار هنوز خوارج وجود دارند.

برادر ابوعمار


|+| نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387 | نوشته شده توسط محمد

هشدار نسبت به عواقب تشدید اختلافات مذهبی

در هر حال نباید برادران شیعه مراسم‌شان را به نحوی برگزار کنند که باعث تحریک احساسات برادران سنی شود و آنها احساس کنند که به مقدسات‌شان توهین می‌شود. محبت خلفای راشدین حضرت ابوبکر صدیق، عمر فاروق، عثمان ذی‌النورین و علی مرتضی رضی‌الله‌عنهم و جمیع صحابه و اهل‌بیت ییامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم جزء لاینفک اعتقاد ما است و ما فردا جواب خودمان را خود در بارگاه الهی خواهیم داد.

 

 هشدار امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان
نسبت به عواقب تشدید اختلافات مذهبی

مولانا عبدالحمید گفت: شیعه و سنی دو فرقه اسلامی‌اند و با هم اخوت و برادری دارند؛ مشترکاتی با هم دارند، به سوی یک قبله نماز می‌خوانند و یک قرآن را تلاوت می‌کنند. مسائل مختلف‌فیه نیز بینشان وجود دارد که وجود آنها را نمی‌توان منکر شد، ولی پیروان دو مذهب همواره باید به مشترکات توجه کنند. به طور نمونه در رابطه با حادثه کربلا و شهادت حضرت حسین رضی‌الله‌عنه هم شیعه و هم سنی معتقدند که حضرت امام حسین و یارانش برحق بودند و مظلوم واقع شدند و یزیدیان ناحق و ظالم بودند. همچنین همه معتقدند که باید سیرت و کردار امام حسین را الگو قرار دهیم؛ گرچه در مورد برگزاری مراسم عزاداری اهل‌تشیع نظر خاصی دارند. اما چگونگی رحلت و درگذشت حضرت فاطمه الزهرا رضی‌الله‌عنها مسئله‌ای مختلف‌فیه است. اهل‌سنت بالاتفاق معتقدند که حضرت فاطمه رضی‌الله‌عنها به موت طبیعی از دنیا رفته و وفات کرده است؛ این نه تنها دیدگاه ما اهل‌سنت است بلکه نظریه و دیدگاه بسیاری از محققین شیعه نیز همین است که حضرت فاطمه رضی‌الله‌عنها به موت طبیعی از دنیا رفته و وفات کرده است. همه مسلمانان در خصوص مقام و جایگاه ویژه حضرت فاطمه زهرا اتفاق‌نظر دارند و حضرت فاطمه زهرا را سیده و سرور زنان اهل بهشت می‌دانند.

 

در تمام کتب حدیث اهل‌سنت مقام و جایگاه حضرت فاطمه بیان شده است.
وی افزود: ما محبت اهل‌بیت را در قلب خود داریم و امیدواریم که خداوند متعال ما را با این محبت از دنیا ببرد.
امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان استفاده از واژه شهادت برای درگذشت حضرت فاطمه رضی‌الله‌عنها را پدیده‌ای جدید عنوان کرد و اظهار داشت: در قرون گذشته و حتی در حیات ما چه در دوران رژیم پادشاهی پهلوی و چه در دو دهه اول انقلاب هیچ گاه ما نشنیدیم که از درگذشت حضرت فاطمه رضی‌الله‌عنها تحت عنوان شهادت یاد شود. آنچه در کتابهای تاریخ آمده است ذکر وفات است، در دو دهه اول انقلاب نیز بحث شهادت مطرح نبود. بعد از گذشت این همه سال، در سال 1378 و در مجلس پنجم لایحه‌ای از طرف دولت (دولت آقای خاتمی) مطرح شد مبنی بر اینکه روز وفات حضرت فاطمه زهرا رضی‌الله‌عنها به عنوان روز شهادت ایشان تعطیل اعلام شود، که سرانجام این لایحه در مجلس تصویب شد. ما همان زمان اعتراض کردیم و گفتیم وقتی جمهوری اسلامی ایران خود را داعیه‌دار اتحاد امت اسلامی می‌داند نباید در پی طرح مسائلی باشد که باعث اختلاف بیشتر بین فرق اسلامی و شیعه و سنی می‌شوند.
خطیب جمعه اهل‌سنت زاهدان خاطرنشان کرد: حال چه کسانی معتقد به شهادت هستند و چه وفات، در هر حال نباید برادران شیعه مراسم‌شان را به نحوی برگزار کنند که باعث تحریک احساسات برادران سنی شود و آنها احساس کنند که به مقدسات‌شان توهین می‌شود. محبت خلفای راشدین حضرت ابوبکر صدیق، عمر فاروق، عثمان ذی‌النورین و علی مرتضی رضی‌الله‌عنهم و جمیع صحابه و اهل‌بیت ییامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم جزء لاینفک اعتقاد ما است و ما فردا جواب خودمان را خود در بارگاه الهی خواهیم داد.
وی افزود: در ایران اسلامی اخوت ما با برادران شیعه اخوت اسلامی و اخوت وطنی و اخوت انسانی است؛ ما مسلمان، هم‌وطن و در انسانیت با یکدیگر شریک هستیم. در این استان اهل‌سنت و بلوچ با برادران سیستانی، بیرجندی و شهرستانی رابطه خویشاوندی دارند، این رابطه نباید ضربه بخورد. انتظار ما از براردان شیعه آنست که به مقدسات اهل‌سنت توهین نکنند. از برادران سنی هم انتظار داریم اگر موردی را مشاهده کردند با خویشتن‌داری و صبر و تحمل آن را به مقامات امنیتی و دولتی گزارش دهند و از راههای قانونی پیگیر چنین مسائلی شوند و از درگیری پرهیز کنند تا امنیت شهر به خطر نیافتد. این توصیه و نصیحت من به شما برای همیشه است که شما در چنین مواقعی از خود خویشتن‌داری نشان بدهید و کار را از کانال صحیح پیگیری کنید.
مولانا عبدالحمید گفت: در دو طرف افراد افراطی وجود دارند، همچنین افراد مغرض و فرصت‌طلبی هستند که با سوء‌استفاده از چنین موقعیتهایی می‌خواهند سنی و شیعه را با هم درگیر کنند و امنیت جامعه را به خطر بیندازند. هوشیار باشید که دشمن در کمین است و از هر فرصتی به نفع خودش استفاده می‌کند.
امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان با گلایه از نحوه عملکرد مدیریت استان سیستان و بلوچستان در این مورد و موارد مشابه، گفت: انتظار ما از مدیریت استان این بود که برای جلوگیری از پیش آمدن چنین حوادثی از قبل برنامه‌ریزی می‌کردند و عزاداری را به نحوی جهت‌دهی می‌کردند که منجر به اختلاف و درگیری نشود. اتفاق پیش‌آمده، امسال برای اولین بار در زاهدان رخ داده است. بنده حدود 37 سال است که در خدمت مردم زاهدان هستم، یکبارهم نشده شکایتی برسد که یک بچه سنی به طرف مراسم اهل‌تشیع سنگی انداخته است. در ماه محرم بارها دسته‌های عزاداری از جلوی مسجد مکی عبور کردند، در خیابان خیام سینه زدند و گوسفند کشتند اما هیچ کس به آنها حرفی نزده و مانع آنها نشده است. پس باید ریشه‌یابی کرد که چرا امسال این مشکل پیش آمد. من به علل پیش آمدن این حادثه نمی‌پردازم بلکه مسئولین امر و مدیریت استان باید این مسئله را بررسی کنند، چون این مسئله مسئله حساسی است. ما از یک طرف می‌خواهیم جهان اسلام را با هم متحد کنیم، اما وقتی خبر برسد که ما با هم درگیر هستیم این جز نادانی و افت فرهنگی نشانه چه چیزی می‌تواند باشد. اتفاقی درست یا غلط  در 1400 سال پیش رخ داده است آیا به صلاح است که ما امروز به خاطر آن به سر و کله یکدیگر بزنیم، به مقدسات یکدیگر توهین کنیم و به تنفر و بدبینی دامن بزنیم. آیا با این کارها ما می‌توانیم تاریخ را عوض کنیم.
وی افزود: از مدیریت استان با توجه به اینکه بومی است انتظارات زیادی وجود داشت اما متأسفانه از روزی که بومی‌ها مدیریت این استان را به عهده گرفتند مردم استان با انواع بلاها و مصائب روبرو هستند. ما نه  برای خود بلکه برای مردم این استان اعم از شیعه و سنی نگران هستیم. زیرا ما همه را برادر یکدیگر می‌دانیم و برای شخص بنده و آنهایی که دید وسیع دارند و دوراندیش هستند شیعه و سنی تفاوتی ندارد.
مدیریت بومی زمانی کارآمد است که همواره حساسیت منطقه را در نظر داشته باشد و مراعات بافت متنوع قومی و مذهبی استان را بکند. برای مردم این استان از لوله گاز و راه‌آهن و دیگر امکانات رفاهی و عمرانی مسئله امنیت و زندگی مسالمت‌آمیز مهمتر است. قبل از هر چیز این امر باید در مرکز توجه مدیریت عالی استان باشد تا بتواند به نحو احسن مسائل پیش‌آمده را مدیریت کند. در گذشته اگر اتفاقی رخ می‌داد بلافاصله به بزرگان و معتمدین شهر ندا می‌دادند و کارها از طریق مردمی پیگیری می‌شود تا هر جریان و غائله‌ای به شکل مطلوبش حل و خوابانده شود. اما متأسفانه در حال حاضر کمتر به این مسئله نکته توجه می‌شود.
امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان در ادامه از عملکرد برخی افراد منتسب به نیروی مقاومت بسیج در حادثه اخیر انتقاد کرد و گفت: سخن دیگر بنده با برادران بسیجی است؛ همان گونه که بسیاری از برادران شیعه در نیروی مقاومت بسیج عضویت دارند، بیشتر از آن برادران بلوچ و اهل‌سنت در بسیج عضویت دارند. بسیج یک نیروی مردمی برای دفاع از میهن اسلامی است لذا برادران بسیجی نباید در مسائل مذهبی دخالت کنند و در چنین حوادثی تحریک‌کننده باشند. نیروهای بسیجی باید به نحوی رفتار کنند که رفتارشان مایه اتحاد و انسجام باشد نه اینکه جانب یک طرف را بگیرند و به مقابله با طرف دیگر برخیزند. زیرا همانگونه که عرض شد طبق برداشت ما بسیج یک نیروی مردمی برای دفاع از تمامیت ارضی ایران اسلامی است. بسیج برای حمایت از شیعه علیه سنی و حمایت از سنی علیه شیعه نیست، و نه بسیج مروج مذهب شیعه است و نه مروج مذهب اهل‌سنت. بلکه بسیج همواره باید در مسائل مذهبی بی‌طرف باشد، چنانکه انتظار داریم نیروهای نظامی و انتظامی نیز در چنین قضایایی بی‌طرفی خود را حفظ کنند. برای مسئولین دولتی و نیروهای ملی همه آحاد ملت باید برابر باشند و باید عملکرد و رفتار آنها طوری باشد که کسی احساس نکند به خاطر تفاوت مذهب و قومیتش به او فشاری وارد شده و ظلم صورت گرفته است.
وی افزود: کسانی که حادثه اخیر را به وجود آوردند و مرتکب جرم شدند باید شناسایی شوند خواه شیعه باشند و خواه سنی؛ اما افراد بی‌گناهی که دستگیر شده‌اند هر چه سریعتر باید آزاد گردند.
مولانا عبدالحمید گفت: راه ما راه اخوت و برادری است. مسئولین، علما، معتمدین و بزرگان قوم باید بیدار باشند و نگذارند که چنین مشکلاتی پیش بیاید.
وی افزود: به هر حال نه عاقلانه است و نه منطقی که به خاطر مسئله‌ای تاریخی که عده کثیری قایل به عدم صحت آن هستند و بر این نظر خود سوگند یاد می‌کنند گرچه عده‌ای به صحت آن باور پیدا کرده‌اند، و در هر حال قضاوت این امر با الله تعالی است، آنهم بعد از 1400 سال ما دست به گریبان یکدیگر باشیم.

امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان در بخش پایانی سخنانش به سفر اخیر خود به مکه مکرمه جهت شرکت در "المؤتمر الاسلامی العالمی للحوار" اشاره کرد و  گفت: این کنفرانس جهانی در مکه مکرمه و در کنار خانه کعبه توسط سازمان بین‌المللی "رابطه عالم اسلامی" و تحت اشراف پادشاه عربستان سعودی برگزار گردید. به این کنفرانس 700 نفر از علما، مفتیان، کارشناسان و صاحب‌نظران برجسته مسلمان از کشورهای اسلامی و غیراسلامی دعوت شده بودند. از ایران اسلامی جناب آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، که شخصیت برجسته و شاخصی در مملکت ما هستند و همچنین آیت‌الله تسخیری، رئیس مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی، دعوت شده بودند. نشست‌های این کنفرانس سه روز به طول انجامید و سطح برنامه‌ها و مباحث مطروحه در آن بسیار عالی بود. هدف از برگزاری این کنفرانس ترویج و تقویت حوار و گفت‌وگو و ایجاد گفتمان بین تمدنها، ادیان، مذاهب و اقوام و ملت‌ها بود، تا مسائل‌شان را به جای درگیری و خشونت و ترور و لشکرکشی با گفت‌وگو و ایجاد گفتمان حل و فصل کنند. بیانیه پایانی این کنفرانس با عنوان «نداء مکة المکرمة» صادر شد که خلاصه آن این بود که در دنیای امروز ما باید مسائل‌مان را از راه گفت‌گو و بحث و گفتمان حل کنیم، دیگران را تحمل کنیم و دیگران ما را تحمل کنند.
تشکیل این کنفرانس پاسخ به یکی از نیازهای بسیار مهم امت اسلامی در حال حاضر بود، آنهم در شهری که همه مسلمانان با آن دلبستگی دارند و محبط وحی و شهر حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم است. امید است که این پیام از آنجا به همه دنیا برسد و پیگیری هم بشود. به هر حال برای ما فرصت بسیار خوبی بود که توانستیم با شخصیت‌های برجسته جهان اسلام از نزدیک دیدار و ملاقات داشته باشیم.
خداوند متعال به همه مردم دنیا توفیق عنایت کند که مسائل‌شان را با گفتمان و تحمل یکدیگر حل و فصل کنند.

(خطبه جمعه 24/3/87)


|+| نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387 | نوشته شده توسط محمد
عامل تفرقه چيست؟
موضوع: مذهبی

عامل تفرقه چيست؟

بزرگترين عامل تفرقه در ميان امت اسلامي لعن و نفرين به پاكترين انسانهاي روي زمين پس از پيامبران است، كه با دلائل بسيار واهي و با اتكاء به افسانه هاي پوچ و بي ريشه صورت ميگيرد؛ وقتي مسلمانان بدانند كه صحابه و اهل بيت نه تنها يكديگر را لعن و نفرين     نمي كرده، بلكه با يكديگر شير و شكر بوده اند و بارها در انظار همگان  از يكديگر ستايش كرده اند؛ ديگر دليلي وجود ندارد كه  يك فرد مسلمان آنان را لعنت و نفرين كند و خودش را مستوجب خشم و غضب الهي قرار دهد زيرا خداوند متعال در حديث قدسي ميفرمايد:

 (من عادي لي وليا فقد آذنته بالحرب)

«كسي كه با يكي از دوستان من دشمني كند من با او اعلان جنگ ميكنم».

اگر صحابه اي كه قرآن بارها از آنان ستايش نموده اولياي خدا نباشند ديگر چه كسي ميتواند ولي خدا باشد؟! به اميد آنكه روزي امت اسلامي بتواند با دانش و بينش هر چه عميقتر، اسباب تفرقه را شناسايي و خنثي نموده و راه وحدت و عزت و سر بلندي را بپيمايد.  پروردگارا چنين باد.

در واقع شهادت فاطمه وحضرت عمررضی الله عنهم اجمهین  را قاتل وی دانستن اعلان جنگ با خدا است ای مشرکین از عواقب کار بترسید که جهنم با عذابهای دردناک در اختیار شماست.


|+| نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387 | نوشته شده توسط محمد
اهل‌ سنت‌ به‌ حضرت‌ علي‌، ائمه‌ (رضي‌ الله عنهم‌) و ساير اهل‌ بيت‌ رسول خدا (ص‌) عشق‌ مي‌ورزند. حضرت‌ علي‌(رض‌) همسر حضرت‌ فاطمه‌ زهرا رضي‌ الله عنها و پدر گرامي‌ حسنين‌ قهرمان‌ و مايه‌ افتخار اسلام‌ و مسلمين‌ هستند،وي‌ از زمان‌ طفوليت‌ در ركاب‌ پيامبر (ص‌) از آرمانهاي‌ مقدس‌ اسلام‌ دفاع‌ نموده‌ و از گرامترين‌ و برترين‌ شاگردان‌ مكتب‌اسلامند. اهل‌ سنت‌ حب‌ علي‌ و اهل‌ بيت‌ رسول‌ الله (ص‌) را از علامات‌ ايمان‌ و كينه‌ و بغض‌ ايشان‌ را از نشانه‌هاي‌ نفاق مي‌دانند اين‌ اعتقادي‌ است‌ كه‌ جمهور مسلمين‌ بر آن‌ متفق‌ اند و خلاف‌ آنرا در هيچيك‌ از كتب‌ اهل‌ سنت‌ نمي‌توان‌ يافت‌.
اما آنچه‌ را كه‌ اهل‌ تشيع‌ به‌ حضرت‌ علي‌ (رض) نسبت‌ مي‌دهند، از نظر اهل‌ سنت‌ غلو و زياده‌ روي‌ و خارج‌ ازتعاليم‌ اسلام‌ است‌. چنانكه‌ پيشتر ذكر گرديد در كتاب‌ مع‌ الخطيب‌ في‌ خطوط‌ العريضة‌ از شيخ‌ انصاري‌ ص‌18 نيز آمده ‌است‌ كه‌ شيعيان‌ معتقدند: ولايت‌ علي‌ كفاره‌ گناهان‌ و دشمني‌ با وي‌ زايل‌ كننده‌ نيكيهاست‌.
در مقدمه‌ تفسير البرهان‌ و در جلد چهارم‌ همين‌ كتاب‌ ص‌226 چنين‌ آمده‌ است‌: خداوند فرمود علي‌ حجت‌ من‌ بر تمام‌بندگانم‌ و نور و امين‌ من‌ بر علم‌ من‌ است‌. خداوند آسمانها و زمين‌ را از نور پيامبر (ص‌) و عرش‌ و كرسي‌ را از نور علي‌آفريد.
نسبت‌ دادن‌ اينگونه‌ صفات‌ و خصوصيات‌ الهي‌ به‌ حضرت‌ علي‌ (رض‌) عملي‌ ناروا، ناپسند و مشركانه‌ است‌. به‌ استنادكتاب‌هاي‌ شيعي‌ اين‌ اعتقاد نيز ميان‌ گروهي‌ از ايشان‌ رايج‌ است‌ كه‌ جبرئيل‌ مي‌بايست‌ بر علي‌ نازل‌ مي‌شد اما اشتباهاً برحضرت‌ محمد (ص‌) نازل‌ شد. جالبتر اينجاست‌ كه‌ اين‌ گروه‌ از اهل‌ تشيع‌ نه‌ تنها خودشان‌ اين‌ افعال‌ و اعمال‌ را باورداشته‌ بلكه‌ سعي‌ دارند سايرين‌ را نيز بدين‌ اعمال‌ و عقايد مجاب‌ سازند.
همچنين‌ از نظر اهل‌ سنت‌ آنچه‌ كه‌ در كتاب‌ رجال‌ الكشي‌ ص‌184 از قول‌ حضرت‌ علي‌ (رض‌) آمده‌ است‌ غير واقعي‌ وقابل‌ پذيرش‌ است‌. در آنجا به‌ ايشان‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود كه‌ گفته‌ است‌: من‌ وجه‌ الله و جنب‌ الله هستم‌، من‌ اول‌ و آخر وظاهر و باطن‌ هستم‌، من‌ وارث‌ زمين‌ و راه‌ خدا هستم‌.
ما از غلو مسيحيان‌ كه‌ در ابتدا بسيار نبود و بعدها آنرا تا بدان‌ حد رساندند كه‌ بجاي‌ عبادت‌ خداوند پيامبرشان‌ عيسي‌مسيح‌ را عبادت‌ مي‌كردند، عبرت‌ آموخته‌ايم‌. اهل‌ سنت‌ به‌ وصيت‌ پيامبرشان‌ عمل‌ مي‌كنند كه‌ فرمود: «اذكركم‌ الله في‌اهل‌ بيتي»‌. در مورد اهل‌ بيت‌ من‌ از خدا نظر بگيريد.
از نظر ما ميراث‌ حضرت‌ محمد (ص‌) يعني‌ عترت‌ و اهل‌ بيت‌ او رابايد گرامي‌ داشت‌. ولي‌ شيعيان‌ همسران‌ پيامبر (ص‌) عائشه‌ و حفصه‌ رضي‌ الله تعالي‌ عنهما را مورد طعن‌ و نفرين‌ قرارمي‌دهند. و براستي‌ مگر همسران‌ پيامبر (ص‌) از اهل‌ بيت‌ او نيستند!؟ و آيا توهين‌ و اسائه‌ ادب‌ روش‌ پسنديده‌ و جايزي‌است‌؟

لعنت بر دشمنان اهل بیت وصحابه رضی الله عنهم اجمعین

|+| نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387 | نوشته شده توسط محمد

شماره فتوا: 18080

تاریخ فتوا: 26/11/1427 هـ.ق (2006-12-17 میلادی)


سوال:

حضرت! شیخ (عبد الرحمن بن البرّاک) ، سلام علیکم.

یکی از برادران، تکفیر رافضی هایی را که به اعمال شرک آمیز چون استعانت و استغاثه از حسین و زیارت و حج ضریح ها می پردازند، صحیح ندانسته است.

این برادر (با اینکه از من در طلب علم پیشقدم بوده) گفته تکفیر عقیده شیعیان به معنی تکفیر عامّه جاهلانشان که به سبب امامانشان گمراه شده اند، نیست، بلکه اگر نصیحت شوند و برایشان حجت آورده شود و باز از عقیده فاسدشان برنگردند، آنگاه تکفیر آنان واجب است، نظر حضرت شیخ چیست؟ آیا افراد جاهل آنان معذور از شرک می باشند؟


جواب:
رافضیان خود را شیعه می نامند و ادّعای دوستی آل بیت رسول الله (ص) را دارند، آنها بدترین طوایف امّت اسلامی هستند، مؤسس این مذهب نامش عبد الله بن سبأ است که اصحاب سبئیه یاران افراطی او بودند که ادّعای خدایی علی را کردند و اکنون می بینید که به امامانشان از ذریه علی مقام خدایی می دهند، «اینان به اجماع تمام مسلمین کافرند»!!!، و اگر اسلام را ظاهر و عقیده شان را کتمان کنند، منافق محسوب می شوند، اینان از طوایف افراطی رافضه اند که عدّه ای از علما در موردشان گفته اند: آنها رافضی بودن خود را آشکار، و کفر محضشان را پنهان می دارند.

از میان رافضیان عده ای سبّابه نامیده می شوند.(چون که) آنان ابوبکر و عمر را دشنام می دهند و به آنان بغض و کینه دارند و جز عدّه کمی، آنان را کافر و فاسق می دانند، و در مقابل علی رضی الله عنه را به جانشینی بعد از پیامبر شایسته تر می دانند، (و میگویند) که پیامبر آن را وصیت کرد، ولی صحابه کتمان کردند، و غلو و جفا نمودند.

سپس شیعیان به اصول معتزله مانند نفی صفات و قضا و قدر معتقد شدند و بعد از چندین قرن بر قبور امامنشان ضریح و مسجد بنا کردند و در میان امّت شرک و بدعت قبور را ایجاد نمودند. اکثر طوایف صوفی مسلک نیز به این راه رفتند.

غرض اصلی سخن ما این است که همه رافضیان بدترین امّتند؛ چرا که در آنها تمامی موجبات کفر از جمله تکفیر صحابه، تعطیل صفات، شرک در عبادت با دعا در مورد اموات و استغاثه به آنان گرد آمده است. این واقعیت حال رافضه امامیه است که مشهورترینشان دوازده امامی هستند.

آنان در حقیقت کافر و مشرکند ولی آن را کتمان می کنند، اگر در بین مسلمانان باشند در جهت کتمان عقیده باطلشان و سازش با مخالفان تقیه می کنند، آنان کودکانشان را بر اساس بغض نسبت به صحابه خصوصاً ابوبکر و عمر و غلو در مورد اهل بیت خصوصاً علی و فاطمه و فرزندانشان تربیت می کنند، و اینها نشان می دهد که آنها کافر و مشرک و منافقند!

این حکم برای تمام طایفه آنان است. اما بزرگانشان همانطور که اهل علم بیان داشته اند، حکم بر افراد معین، متوقف بر چند شرط و نبودن مانع است، بر این اساس آنان همانند منافقان، اسلام را ظاهر می کنند. اما باید از آنان بر حذر بود و نباید به چیزهایی که از نصرت اسلام می گویند، مغرور شد.

این سخنان آنان منطبق بر این آیه قرآن است که می فرماید: {وَمِنَ النَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللّهَ عَلَی مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ} ،وقوله تعالی {وَإِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ


و لازم نیست که حتماً یکی از اصول کفریه و بدعیه در آنان جمع شود (که کافر محسوب شوند)، معلوم است که ائمه و علمایشان آنان را به گمراهی کشانده اند و این عذر عوام آنان پذیرفته نیست؛ چرا که آنان افرادی متعصّبند که اصلاً به سخن منادی حق گوش نمی دهند و برای همین اغلب دشمن اهل سنت هستند و هر قدر که بتوانند نسبت به آنان کید و مکر می کنند! ولی به مانند منافقان آن را پنهان می دارند و لذا «خطر شیعیان برای مسلمانان به خاطر خفای امرشان، بزرگتر از خطر یهود و نصاراست»

و
به این سببب بسیاری از جاهلان اهل سنت تقریب بین سنی و شیعه را باور کرده اند... در حالی که آن دعوت باطلی است، مذهب اهل سنّت و مذهب شیعه دو ضدّی است که با هم جمع نمی شوند و نزدیک ساختن این دو جز با دست کشیدن از اصول مذهب سنت یا از بعضی از آن یا سکوت در مورد بطلان رافضه ممکن نیست، و این مطلب (سکوت کردن در مورد بطلان عقیده رافضیان) به کلّی از صراط مستقیم منحرف است.

مشرکان هم از پیامبر می خواستند با قسمتهایی از دینشان موافقت کند یا از آنان چیزی نگوید تا آنان هم سکوت کنند، چنانکه خدای تعالی فرموده{ وَدّوا لَو تُدهِنُ فَیُدهِنون}، والله أعلم


|+| نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387 | نوشته شده توسط محمد
شیعه : به معنی پیرو، فرقه و گروه است و اصطلاحا به کسانی گفته می شود که معتقد به امامت و خلافت بلافصل حضرت علی بن ابی طالب و اولاد او می باشند .
تشیع
: یعنی شیعه گری، شیعه شدن و مذهب شیعه داشتن.

اهل سنت : یعنی پیروان سنت پیامبراکرم صلی الله علیه وسلم.
 سنی
: یعنی یک تن از اهل سنت و اصطلاحا به کسانی گفته می شود که معتقد به خلافت ابوبکر صدیق و سایر خلفاء می باشند .
تسنن
: یعنی پیرو سنت بودن، به سنت عمل کردن و ابوبکر صدیق را بعد از رسول خدا صلی الله علیه وسلم به عنوان خلیفه و جانشین برحق پیامبر، پذیرفتن.

در مورد اینکه شیعه از چه زمانی به عنوان یک گروه منتسب به اسلام در عرصه ی سیاسی و عقیدتی جهان اسلام حضور داشته است، در میان علما و پژوهشگران از جمله در میان آیات و مراجع شیعه اختلاف نظر وجود دارد، ما در این نوشتار برای روشن شدن موضوع،  ابتدا به آرا و نظریات علما و مراجع شیعه در مورد زمان پیدایش تشیع و همچنین به نقد آرای آنان می پردازیم و سپس آرا و نظریات دیگران را در این زمینه باز گو می کنیم.


|+| نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387 | نوشته شده توسط محمد
ايشان 30 سال پيش از بعثت حضرت رسول اکرم صلی الله عليه وسلم متولد شد.

2
ـ روزی که ايمان آوردند تعداد مسلمانان 39 نفر بود.

3
ـ عمر فاروق رضی الله عنه پدر ام المؤمنين حفصه پدر خانم رسول اکرم صلی الله عليه وسلم می باشد.

4
ـ روزی که به خلافت رسيدند 55 سال داشتند.

5
ـ مدت خلافت ايشان ده سال وشش ماه وچهار روز بود.

6
ـ در زمان خلافت ايشان سرزمين های شام،عراق،مصر،ايران بزرگ،طرابلس وآذربايجان فتح گرديد.

7
ـ شهرهای بصره وکوفه در دوره خلافت ايشان بنا گرديد.

8
ـ ايشان اولين کسی است که تاريخ هجری را اساس گذاشت وديوان را ترتيب در جماعت با مردم نماز تروايح ادا کرد.

9
ـ ايشان يکی از 12 نفر مجتهد عصر صحابه هستند.

10
ـ پس از رحلت در خانه حضرت عايشه رضی الله عنها در جوار رسول اکرم صلی الله عليه وسلم وابی بکر صديق دفن گرديد.

11
ـ همسران : ايشان با زينب دختر مظعون،ام کلثوم دختر حضرت علی بن ابی طالب کرم الله وجه وجميله دختر ثابت ازدواج کردند.

12
ـ فرزندان؛حضرت عمر رضی الله عنه،صاحب 12 فرزند شدند که شش فرزندشان پسر وشش فرزند ديگر دختر بود.

پسران؛عبد الله،عبد الرحمن،زيد،عبيد الله ،عاصم وعياض.

دختران؛حفصه ( ام المؤمنين) رقيه،فاطمه،صفيه، زينب وام وليد.

|+| نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387 | نوشته شده توسط محمد

عبدالله اميني ، نويسنده و مترجم است ، از وي ترجمه کتاب سيماي شيعه (چاپ پارسايان قم) چاپ شده ، ترجمه قصه هاي قرآني (ناشر: تبيان تهران) را در دست تکميل دارد ونيز مصحف فاطمه (س) را به نشر دليل ما ، سپرده است.

مقاله پيش رو بخشي از اين کتاب است که از نظر شما مي گذرد. درباره مصحف فاطمه عليهاالسلام پرسشها و ابهاماتي وجود دارد؛ آيا همان گونه که از عنوان «مصحف» برمي آيد، قرآني ويژه حضرت زهرا عليهاالسلام بوده ، يا کتابي در موضوعي ديگر است؟ اگر جواب فرض دوم است ، آيا خود حضرت آن را نوشته يا املاء کرده اند؟ محتواي آن چيست؟ آيا آداب و اخلاق است يا تشريع و فقه؟ اکنون اين کتاب کجاست؟ پيش از پاسخ به هر سوال ، پرسش اساسي اين است : آيا اين مصحف ، اصل و اعتباري دارد؟ آيا از طريق معتبر، وجود آن ثابت شده است؟ جواب اين پرسشها از روايات مربوط به اين موضوع به دست مي آيد. البته بيان اين روايات مختلف است ؛ بعضي محتواي مصحف را احکام حلال و حرام مي دانند، در حالي که ديگران مي گويند اصلا چنين احکامي در بر ندارد. برخي مي گويند ديکته کننده آن پيامبر صلي الله عليه وآله بوده ، در حالي که بعضي جبرئيل را گوينده آن مي دانند، که در اين صورت بايد به اين پرسش پاسخ گوييم که آيا جبرئيل با شخصي که پيامبر نيست ، سخن مي گويد؟ و اگر چنين باشد، چگونه با حضرت فاطمه عليهاالسلام سخن گفته است؟ مگر پس از وفات پيامبر صلي الله عليه وآله ، وحي قطع نشده بود؟ به هر روي ، پرسشهاي بسياري در اين زمينه وجود دارد، که پاسخگويي به آن ، مورد اهتمام اثر حاضر است و در آن ، به پژوهش در اين باره خواهيم پرداخت.

 


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر1387 | نوشته شده توسط محمد

قران كريم


 

 اکتشافی دیگر از قرآن 

اندازه گیری دقیق فاصله ی زمین تا خورشید توسط

(( قرآن کریم ))

پس از دانلود برای اجرا  نیاز به برنامه ی powerpoint

دارید تا فایل اجرا شود

برای دانلود اینجا کلیک کنیدبا حجم 270 KB

   


|+| نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 | نوشته شده توسط محمد
از خدا چه بخواهيم؟
موضوع: مذهبی

انسان در همة امور محتاج خداوند است و براي برآورده شدن حاجت نبايد متكي به وسايل و وسايط عادي و ظاهري باشد. هر چه هست از خداست، هر چند خداوند نعمت‌هاي خود را با واسطه به بندگان مي‌رساند. در حديث قدسي آمده است: خداوند به موسي فرمود: هر چه را كه احتياج داري از من بخواه حتي علف گوسفند و نمك طعامت را.[1] امّا بهتر است وقتي بندة محتاج در مقابل خداوندي بي‌نياز مي‌ايستد و از او درخواست مي‌كند، نعمت‌هاي بزرگ و ارزشمند بخواهد چرا كه براي خداوند، اعطاي نعمت هيچ زحمتي ندارد و كوچك و بزرگ آن نزد خداوند مساوي است. در اينجا با توجه به روش معصومين ـ عليهم السّلام ـ به چند نمونه اشاره مي‌كنيم:
1. دعا براي والدين
پدر و مادر واسطة به وجود آمدن انسان هستند و همچنين بيشترين زحمات هر شخصي برعهدة والدين اوست، لذا در اسلام احترام و نيكي به آنها بسيار مورد تأكيد قرار گرفته است، چنان كه در آيات مختلف قرآن،[2] بعد از امر به عبادت خدا و شريك قرار ندادن براي او، امر به احسان به والدين شده است. و از آنجا كه انسان هر چه به والدين خود خدمت كند، از عهدة سپاس از زحمات آنان بر نمي‌آيد، يكي از راه‌هاي جبران زحمات، دعاي خير در حق آنان است. چنان كه حضرت ابراهيم و نوح ـ عليهم السّلام ـ براي والدين خود طلب مغفرت مي‌كنند.[3] و امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در صحيفة سجاديه دعايي مخصوص در حق والدين دارد.[4]
2. طلب خير براي ديگران
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايند: وقتي دعا مي‌كنيد براي عموم مردم دعا كنيد كه باعث اجابت دعاست.[5] خداوند نه از برآوردن حاجات ناتوان است و نه در اعطاي آن بخل مي‌ورزد: پس اگر كسي براي ديگران خير بخواهد، خداوند به خاطر خيرخواهي او براي ديگران، حاجت او را برآورده مي‌كند.
3. داشتن فرزند صالح
يكي از سعادت‌هاي هر پدر و مادري، داشتن فرزند صالح است كه باعث سربلندي آنان در دنيا و آخرت مي‌شود، به همين سبب ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ از خداوند درخواست فرزند صالح و مؤمن مي‌كردند. حضرت زكريا ـ عليه السّلام ـ از خداوند طلب فرزند پاك و طيب مي‌كند.[6] حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ بعد از حمد و ستايش خدا، براي داشتن فرزند، از خداوند مي‌خواهد فرزندانش را از نمازگزاران قرار دهد.[7]
4. سلامتي و ظهور امام زمان (عج)
وقتي امام زمان (عج) ظهور كند، هرگونه ظلمي برچيده مي‌شود، و عدل سراسر زمين را فرا مي‌گيرد، عقلها كامل مي‌شود و هيچ كس به دنبال گناه نمي‌رود، بركت بر بندگان به سبب اعمال خير و گناه نكردن نازل مي‌شود و فقر ريشه‌كن مي‌گردد و حتي مردم براي انجام عمل خير به دنبال فقير مي‌گردند، ولي كسي را نمي‌يابند. چه آرزويي بزرگتر از زندگي كردن در چنين اجتماعي كه سعادت دنيا و آخرت همه در آن است و چه سعادتي بالاتر از اينكه انسان در حكومت امام زمان (عج) زندگي كند.
لذا دعا براي سلامتي و تعجيل در ظهورشان از بزرگترين دعاهاست كه حقيقتاً خواستة قلبي همة شيعيان است. به سبب عظمت حكومت دل جهاني آن حضرت، حتي ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ نيز براي سلامتي و ظهور ايشان دعا مي‌كردند. امام رضا ـ عليه السّلام ـ براي سلامتي حضرت صاحب الامر دعايي را مي‌خواندند و به مردم نيز سفارش مي‌كردند، براي سلامتي آن حضرت دائماً اين دعا را بخوانند.[8] و امام زمان (عج) در عصر غيبت صغري در نامه‌اي به يكي از اصحاب خود مي‌فرمايند: براي تعجيل در فرج بسيار دعا كنيد چرا كه آن فرج خود شما خواهد بود.[9]
5. بهترين بنده بودن
كمال هر انسان در بندگي خداوند است. چنان كه در قرآن كريم آمده است: ما جن و انس را فقط براي عبادت و بندگي خود آفريديم.[10] از آنجا كه رسيدن به كمال بندگي مستلزم ترك هواها و خواهش‌هاي نفساني است، لذا در راه رسيدن به آن بايد از خداوند درخواست كمك و ياري كرد. چنان كه امام سجاد ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: خدايا مرا به كاملترين درجة ايمان برسان.[11] و حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در دعاي كميل مي‌فرمايد: خدايا مرا از بهترين بندگان خود قرار ده.
6. حفظ اسلام
اسلام ناب از بزرگترين نعمت‌هاي الهي است كه به بشر ارزاني شده است. ديني است جامع براي تمام ابعاد زندگي انسان، هم راهكارهاي خوشبختي انسان در دنيا را بيان مي‌كند، و هم برنامه‌هاي سعادت در آخرت را، عمل به دستورات آن هم آرامش رواني فرد را تأمين مي‌كند و هم باعث آسايش و امنيت اجتماع مي‌شود. ارزش اين نعمت الهي به حدي است كه براي پايدار ماندن آن هزاران و بلكه ميليونها نفر جان خود را از دست داده‌اند و معصومين ـ عليهم السّلام ـ به عنوان بزرگترين افراد بشريت، به خاطر بقاي اسلام خون‌شان بر زمين ريخته شده است. لذا دعا براي حفظ اين مكتب الهي از مهمترين وظايف هر مسلمان است.
7. عافيت و عاقبت به خيري
از بزرگترين نعمتهاي الهي سلامتي و عافيت است: سلامتي دين و بدن، دنيا و آخرت. هر چند خداوند بدون درخواست به بندگان خود سلامتي مي‌دهد امّا بايد با دعا كردن هم عافيت دين و آخرت خود را بخواهد و هم باعث بقاي آن تا آخر عمر باشند، تا مبادا در طول زندگي اين عافيت از بين برود و عاقبت انسان با بي‌ديني و ذلت دنيا و آخرت همراه باشد. امام سجاد ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: خدايا طعم عافيت را تا آخر عمر به من بچشان.[12] و در دعايي كه به دعاي عافيت و شكر معروف است، مي‌فرمايند: خدايا بين من و عافيت در دنيا و آخرت جدايي مينداز.[13]
8. طلب توبه و محو آثارگناه
معصيت علاوه بر عذاب اخروي، آثار سوئي نيز در همين دنيا دارد كه باعث مي‌شود انسان هر چه بيشتر از معنويات دور باشد و توفيق اطاعت از او سلب شود. براي همين درخواست از بين رفتن آثار گناهان گذشته بر توفيق عبادت بيشتر در آينده، از دعاهاي پراهميت است. امام سجاد در دعايي آموزنده براي شيعيان، مي‌فرمايند: «خدايا، مرا از پليديهاي گذشته پاك كن و آثار سوء آنها را نيز از بين ببر.»[14]
9. طلب رزق حلال
قرآن كريم در موارد متعددي[15] امر به خوردن روزي حلال كرده است. در آية 168 سورة بقره مي‌فرمايد: يا ايها الناس كلوا في الارض حلالاً طيبا و لاتتبعوا خطوات الشيطان إنّه لكم عدوٌّ مبين. تأكيد قرآن به اين دليل است كه غذاي جسم در نفس و روح انسان تأثير مستقيم دارد، لذا ائمة معصومين در موارد بسياري از خداوند درخواست رزق حلال و طيب مي‌كردند، چنان كه امام باقر ـ عليه السّلام ـ در دعاي سمات مي‌فرمايند: «خدايا، روزي حلالت را بر من زياد كن».[16] و امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: «خدايا، بر من و خانواده‌ام از بركت آسمانها و زمين روزي پاك و حلال فراوان نازل كن تا به واسطة آن از بندگانت بي‌نياز شوم.»[17]
10. طلب عدم
خداوند در قرآن كريم به پيامبر خود امر به دعا مي‌كند و مي‌فرمايد: «بگو؛ پروردگارا علم مرا زياد كن.»[18] و حضرت سجاد ـ عليه السّلام ـ هر شب در ضمن دعاهاي خود مي‌فرمودند: «خداوندا به من عقل كامل، قلب پاك و علم فراوان عطا فرما.»[19]
در پايان اشاره به اين نكته لازم است كه با توجه به توصيه‌ها و سنت معصومين ـ عليهم السّلام ـ، ‌بر حسب فقر و نياز ما به خداوند متعال در تمام امور مادي و معنوي، كلي و جزئي و در تمامي لحظات، تمامي نيازها و حاجاتمان را از حقتعالي بخواهيم و بس، و در اين صورت است كه زندگي ما نوراني و متبرك و الهي مي‌گردد. در اين راستا با توجه به اختصار نوشتار، به مواردي از اين دعاها اشاره شد. «اللهم وفقنا لما تحب و ترضي».

[1] . شيخ حر عاملي، وسايل الشيعه، ج 7، ص 32.
[2] . بقره، 83؛ نساء، 36؛ انعام، 151؛ اسراء، 23.
[3] . ابراهيم، 41؛ نوح، 28.
[4] . صحيفه سجاديه، دعاي 24.
[5] . علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 90، ص 313.
[6] . آل عمران، 38.
[7] . ابراهيم، 50.
[8] . ابراهيم بن علي عاملي كفعمي، البلد الامين، ص 81.
[9] . ابومنصور احمد بن علي الطبرسي، الاحتجاج، ص 471.
[10] . الزاريات، 56.
[11] . صحيفة سجاديه، دعاي مكارم الاخلاق.
[12] . صحيفة سجاديه، دعاي 48.
[13] . صحيفة سجاديه، دعاي 23.
[14] . صحيفة سجاديه، دعاي 15.
[15] . مائده، 88؛ انفال، 69؛ نحل، 114.
[16] . مفاتيح الجنان، دعاي سمات.
[17] . من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج 1، ص 501.
[18] . طه، 114.
[19] . ابراهيم بن علي عاملي كفعمي، المصباح، ص 63.



|+| نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 | نوشته شده توسط محمد

در آيه 24 سوره روم مي خوانيم « وَمِنْ آياتِهِ يُريكُمُ الْبَرَقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَيُنْزّلُ مِنَ السّماءِ ماءً فَيُحْيي بِهِ الَارْضَ بَعْدَ مَوتِها اِنّ في ذلكَ لاياتً لِقومً يَعْقِلونَ ؛ « و از آيات و نشانه هاي او اين است كه بر ق (‌و رعد ) را به شما نشان مي دهدكه هم مايه بيم است و هم اميد ( بيم از صاعقه‌ها واميد به نزول باران) واز آسمان آبي فرو مي فرستد كه زمين را بعد از مردنش ، با آن زنده مي كند ، در اين نشانه هايي است ( از عظمت و قدرت خدا )‌براي گروهي كه فكر مي‌كنند »

و در آيه 12 سوره رعد مي خوانيم : هو الذي يريكم البرق خوفا و طمعا و ينشي السّحاب الثّقال : « او كسي است كه برق را به شما نشان مي دهد كه هم مايه ترس است و هم اميد و ابرهاي سنگين ايجاد مي كند »

 امروز مسلم شده است كه جريان رعد وبرق مربوط به تخليه هاي الكتريكي است كه بين دو قطعه ابر با الكتريسته هاي مختلف (‌يكي مثبت وديگري منفي ) حاصل ميشود ، و در واقع همان طور كه وقتي دو سيم برق به هم نزديك شود ،جرقه اي مي زند كه هم داراي صدا و هم حرارت است ، همين معني در ميان ابرها رخ مي دهد ، « برق » جرقه عظيم آن است و «رعد» صداي آن جرقه.

وگاه اين تخليه الكتريكي بين قطعات ابري كه داراي الكتريسته مثبت است و زمين كه معمولا الكتريسته منفي دارد صورت مي گيرد و در اين هنگام ،جرقه در سطح زمين ظاهر مي شود که آن را « صاعقه » مي نامند كه سبب آتش سوزيهاي مهيب در بيابانها وجنگلها و گاه در ساختمانها مي شود ويا اگر به كوه بخورد سنگها متلاشی مي شود ،ويا اگر به سطح دريا اصابت كند جانداران دريا را دريك منطقه نابود سازد همه اينها به خاطران است كه حرارت حاصله از ان جرقه بسيار بالا است .( در حدود پانزده هزار درجه سانتيگراد يعني تقريباً دو برابر حرارت سطح خورشيد) حرارتي كه همه چيز را مبدل به دود خاكستر مي كند .

بنا براين گر چه برق و رعد از مظاهر وحشتناك جهان طبيعت است ولي با اينحال فوايد وبركات زيادي نيز در بر دارد .

يكي از مهمترين آثار آن نزول، بارانهاي سنگين است ، زيرا حرارت ناشي از برق ، مقدار زيادي از هواي اطراف را مي  سوزاند ، و فشار هوا كم مي شود و مي دانيم ،در فشار كم ، ابرها مي بارند و به همين دليل رگبارها ي شديد بعد از رعد و برقهاي ظاهر مي شود .

اين نكته نيز جالب توجه است كه در همان حال كه ابرهاي متراكم تا نزديكيهاي زمين را مي پوشاند و هوا تاريك است وصداي غرش رعد و روشنايي برق شنيده و ديده مي شوند ، تند بادهاي «‌بالابر » سبب مي گردد كه ابرها ،حامل دانه هاي درشت وفراوان شوندو بسيار ثقيل و سنگين مي گردند .واين درست همان چيزي است كه در آيات فوق خوانديم كه بعد از اشاره به مسأله برق سخن از ابرهاي سنگين مي گويد .

از اين گذشته حرارت شديد برق سبب مي شود كه قطرات باران بامقدار بيشتري ازاكسيژن تركيب شده و آب اكسيژنه كه اب سنگين نيز گفته اند (H2O2) حاصل شود و اين آب سنگين ،اثرفوق العاده اي در كشتن بسياري از ميكربها و آفات نباتي دارد و لذا دانشمندان گفته اند هر سال رعد و برق كمتر باشد آفات نباتي بيشتر است .

اضافه بر اينها قطرات باران كه با « كربن هوا » به واسطه حرارت شديد برق آميخته مي شود حالت اسيد كربينك پيدا مي كند كه بعد از پاشيده شدن بر زمينها و تركيب بامواد ديگر، تركيباتي به وجود مي آورد كه از بهترين كودها براي پرورش گياهان محسوب مي شود . تاآنجا كه بعضي از دانشمندان مي گويند مقدار كودي كه از رعد و برق ها در كره زمين به وجود مي آيد بالغ برده ميليون تن در سراسركره زمين است كه رقم بسيار بالايي است.

هنگامي كه اين اكتشافات علمي را در برابر آيات فوق قرار مي دهيم و مخصوصاً باتوجه به اين كه در‌آن عصر و زمان به ويژه در محيط عربستان كمترين اثري از اين علوم وجود نداشت به عظمت علمي قرآن آشنا تر مي شويم .


|+| نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 | نوشته شده توسط محمد

1_"انتظار فرج از بهترین اعمال است." (امام زین العابدین)

 

2_" کسیکه در زمان غیبت قائم ما(عج)بر ولایت ما ثابت و استوار بماند،خداوند به او پاداش هزار شهید از شهیدان بدر و احد عطا می کند."(امام زین العابدین)

 

3_بدانید که منتظران این امر(غیبت)را پاداش کسی است که شب ها شب زنده داری و روزها روزه دار باشد. " (امام صادق)

 

4_کسیکه از شما مصمم است که اگر قائم آل محمد(ص) را درک کند،از یاری او دریغ نکند،همچون کسی است که در حضور او شمشیر بزند و در حضور او به شهادت برسد.و برای او دو شهادت است"  (امام باقر)

 

5_"برای او غیبت و برای امت حیرتی خواهد بود که خیلی ها در آن گمراه خواهند شد." (پیامبر اکرم)

 

6_" بعد از حیرت و غیبت ظاهر می شود،در این دوران تنها کسانی بر دین خود استوار می مانند که در ایمان خود مخلص باشندو با روح یقین همراه و آنها کسانی هستند که خداوند از آنها درباره ی ولایت ما پیمان گرفته،و در دل آنها ایمان یرا مستقر ساخته و آنها را با روحی از خود تأیید نموده"  (امام باقر)

 

7_برای قائم در غیبت است که در یکی از آنها گفته می شود:از دنیا رفته است،چون نمی دانند کجا گام سپرده است." (امام صادق)

 

8_" همچنین می فرمایند:آیه 16 سوره حدید] نباید همچون کسانی باشن که در گذشته به آنها کتاب داده شد،ولی هنگامی که مدت طولانی شد،دلهایشان را قساوت فرا گرفت و بیشترشان فاسقند.[ در مورد قائم(عج) و اهل زمان غیبت او نازل شده که زمان غیبتش به طول خواهد انجامید "

 

9_ " و آن_ظهور_بعد از سپری شدن یک غیبت طولانی است،تا خدا بداند که چه کسی در غیبت از او اطاعت می کند و به او ایمان می آورد."  (امام باقر)

 

10_"هرکس مهدی را انکار کند به راستی کافر است " (پیامبر اکرم)

 

برگرفته از کتاب _روزگــــــــــار رهایی_تالیف:کامل سلیمان،ترجمه:علی اکبر مهدی پور



|+| نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 | نوشته شده توسط محمد
مقدمه:

    نگرشی کوتاه به وضعیت حال حاضر جهان واستمرار بی نظمی به ویزه در دهه های اخیر وپس ازجنگ خلیج فارس موسوم به طوفان صحرا حادثه یازدهم سپتامپر وبه خصوص حمله قدرتهای استعماری به عراق وبه تاراج رفتن ثروت ملی کشورهای مختلف نیز عملکرد نادرست برخی ازسران کشورهای صاحب قدرت وتعابیر گوناگون ازمسئله ترور وتروریسم همچنین برپایی راهپیمایی های بزرک بااهداف مشترک ودرنقاط مختلف جهان دربرابر وضعیت موجود ما رابه این امر رهنمون می گردد که نوعی همگرایی میان ملتهای مختلف در حال شکل گرفتن می باشد.

   خواست جمعی ملل مختلف بر پایه جهانی عاری از سلاحهای کشتار جمعی ومبتنی برصلح امنیت و آرامش از مشخصه های بارز این همگرایی است که در شعار ها نوشته ها و سخنرانی های چند سال اخیر به وضوح دیده می شود.

   در این میان کشور هایی بانام مبارک صلح وآزادی وبا هدف ایجاد دمکراسی ومردم سالاری بد ترین سلطه ها را به ملتها تحمیل می کنند درایجاد وتشدید این همگرایی تاثیر بسزایی دارند. در حال حاظر توجه به ملتهای دنیا معطوف به طرحی است که از یک سو جامع نگر بوده گستره آن کلیه زوایای زندگی فردی و اجتماعی در بر گیرد واز طرف دیگر در شرایط خاص حال حاظر اجرایی باشد.

   نظری به روایت اسلامی در خصوص آخر الزمان ما را به این نکته رهنمون می سازد که قبل از ظهور منجی بايد کليه مکاتب وايسم های مختلف راه کار های خود را در زمينه صلح آرامش وامنیت به جهانیان عرضه داشته وسستی ادعایشان ثابت گردد تا پس از ظهور منجی واعلام برنامه جهانی مبتنی بر عدالت مکاتب مختلف مدعی نگردند که درصد چنین برنامه ای بوده یا می توانسته اند چنین شرایطی را فراهم آورند.

   مطلب قابل توجه دیگر اینکه از دیرباز اعتقاد به وجود منجی در آخر الزمان در میان ملل و مذاهب مختلف وجود داشته که جهت اطلاع بیشتر به ذکر چند نمونه از کتب مختلف بسنده می کنیم:

  1- زند (زرتشت) : " آنگاه پیروزی بزرگ از آن ایزدان می شود و اهریمنان را منقزض می سازند. پس از پیروزی وبر اندازی بیگانگان عالم کیهان به سعادت اصلی خود رسیده بنی آدم بر تخت نیک بختی خواهند نشست."

  2- جاماسب (زرتشت) : " مردی بیرون می آید از تبار تازیان مردی بزرگ سر و بزرگ تن وبزرگسان به آیین جد خویش وباسپاه بزرگ رو به ایران می نهد و آبادانی می کندوزمین را پر {از} داد می کند."

  3- هندوها:

الف) وشن جوک (هندو) : " سر انجام نیکی به کسی برگردد که خدا را دوست دارد واز بندگان خاص او باشد ونام او فرخنده وخجسته باشد."

ب) دید (هندو) :" پس از خرابی دنیا پادشاهی درآخر الزمان پیدا شود که پیشوای خلایق باشد نام او منصور باشد وتمام عالم را بگیرد و بهآیین خود درآورد."

  4- دداتک (برهمائیان) : " دست حق در آید وجانشین آخر ممتاطا ظهور کند و مشرق ومغرب زمین عالم رابگیرد همه جا وهمه خلائق را هدایت کند."

  5- تورات (یهود) : " در خصوص اسماعیل به شنواندم واجابت کردم واو را برکت دادم ونسلش را مثل خاک زیاد کردم وبه وسیله محمد(ص) و دوازده امام وامتی عظیم از وی بوجود خواهم آورد."

  6- زبور (یهود) : " زیرا که شریران منقطع می شوند ومتوکلان به خداوند وارث زمین می شوند."

  7- انجیل مرقس (مسیحیان) :

الف: " بر حذر باشید و دعا کنید زیرا نمی دانید آن وقت کی شود." ( آیه 33 باب 13 )

ب: " بیدار باشید زیرا که نمی دانید صاحب خانه کی می آید در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یاصبح." (آیه 35)

  8- انجیل لوقا : " شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود می کشید تا هر وقت بیاید ودر را بکوبد بی درنگ برای او باز کنید."

  9- اجیل متی :

الف : " خواهید دید فرزند انسان را بر ابرهای آسمان که می آید با قدرت وجلال عظیم." (آیه 27 باب 44)

ب : " شما هم برای آمدن ناگهانی من آماده باشید تا غافلگیر نشوید." (آیه 44)

 

                                       شرایط وعلائم ظهور:

علائم ظهور در ادامه همین مطلب وبه تفکیک خواهد آمد اما در مورد تفاوت علائم و شرایط ظهور ذکر چند نکته الزامی است:

1-وابستگی ظهور به شرایط یک نوع وابستگی واقعی است ولی به نشانه ها وعلائم از جهت کشف واعلام است .

2- علائم ظهور چند رویداد وحادثه است که گاهی به صورت پراکنده پدید می آیند وتنها ارتباط واقعی بین علائم وظهورتحقق آن علائم پیش از ظهور است.

3-نشانه ها لزومی ندارد در یک زمان واقع شوند بلکه یک نشان در یک زمان پدید می آید و پایان می پذیردوگاهی تصادفی چند تا باهم .

ولی شرایط ظهور با یکدیگر مرتبطند ودر آخر کار موجب ظهور می شوند وبه تدریج ایجاد شده وآنچه که وجود می یابد استمرارداشته را از بین نمی برد.

4- تمامی علامت پیش از ظهور ظاهر شده واز بین میروند . اما اما شرایط بطور کامل بوجود نمی آیند مگر نزدیک ظهور ویا به هنگام وقوع آن وممکن نیست ازبین بروند.

5- علائم ظهور قابل شناسائی است ومی شود فهمید کدامیک موجود شده ویا نشده اما شناخت شرایط ساده نیست چون از وجود تعدادی افراد آزموده و بااخلاص در سطح جهان آمارخاصی در دست نیست.

                                                                 شرایط ظهور :

همان شرایطی که تحقق روز موعود وگسترش عدالت جهانی متوقف برآنهاست:

1- وجود طرح وبرنامه ی عادلانه کاملی که عدالت خالص واقعی را در بر داشته باشد .

2- وجود رهبر و پیشوای شایسته وبزرگ که شایستگی رهبری همه جانبه آن روز را داشته باشد.

3- وجود یاران همکار و همفکر وپایدار در رکاب آن رهبر واحد.

4- وجود توده های مردمی که در سطحی کافی ازفرهنگ و شعور اجتماعی وروحیه فدا کاری باشند تا در نخستین مرحله موعود گروههای اولیه پیروان حضرت مهدی(عج) را تشکیل دهند.

                                      علايم و شرايط ظهور :

مقصود از شرايط ظهور ، همان شرايطي است كه تحقق روز موعود متوقف بر آنهاست و

گسترش عدالت جهاني به آنها وابستگي دارد و مي‌توان تعداد شرايط را چهار چيز دانست :

شرط اول : وجود طرح و برنامه عادلانه كاملي كه عدالت خالص واقعي را در بر داشته و

بتوان آن را در هر زماني و مكاني پياده كرد و براي انسانيت سعادت و خوشي به بار آورد و

تضمين كننده سعادت دنيوي و اخروي انسان باشد .

شرط دوم : وجود رهبر و پيشواي شايسته و بزرگ كه شايستگي رهبري همه جانبه آن روز

را داشته باشد .

شرط سوم : وجود ياران هكار و همفكر و پايدار در ركاب آن رهبر واحد .

شرط چهارم : وجود توده‌هاي مردمي كه در سطحي كافي از فرهنگ و شعور اجتماعي و روحيه فداكاري باشند ، تا در نخستين مرحلة موعود ، گرو‌ه‌هاي اوليه ، پيرامون حضرت مهدي (عج) را تشكيل دهند .

                                                  تفاوت شرايط و علايم ظهور :

1. وابستگي ظهور به شرايط يك نوع وابستگي واقعي و به نشانه‌ها و علايم از جهت كشف و اعلام است .

2. علايم ظهور چند رويداد و حادثه است كه گاهي به ظهور پراكنده پديد آمده و تنها ارتباط واقعي ميان آنها و ظهور ، تحققشان پيش از ظهور است .

3. لزومی ندارد نشانه‌ها در يك زمان واقع شوند بلكه يك نشان در يك زمان پديد مي‌آيد و پايان مي‌پذيرد و گاهي بصورت تصادفي چند نشانه با هم اتفاق مي‌افتند ولي شرايط با يكديگر مرتبط بوده، و در آخر كار موجب ظهور مي‌گردند ، شرايط به تدريج بوجود آمده و آنچه ايجاد مي‌شود استمرار يافته از بين نمي‌رود .

4. تمامي نشانه‌ها پيش از ظهور ظاهر گشته و از بين ميروند اما شرايط به طور كامل بوجود نمي‌آيند مگر در زمان نزديك به ظهور يا هنگام وقوع آن و ممكن نيست از بين بروند .

5. علايم (نشانه‌هاي) ظهور قابل شناسايي است و مي‌شود فهميد كداميك موجود شده و يا نشده است اما شناخت شرايط ساده نيست بدليل اينكه از وجود تعداد افرادي آزموده و در عين حال با اخلاص در سطح جهان آمار خاصي در دست نيست

                                                 فوايدعلايم ظهور
1. جنبه تشريفاتي و جليل دارد

2. اعلام خطر و جنگ به دشمنان و ايجاد رعب وحشت در ميانشان

3. مژده و بشارت به منتظرين و طالبين وصال جهت تسكين و از بين رفتن ترسشان .


|+| نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 | نوشته شده توسط محمد

 

یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت

ای روح دعا سلام مهدی

1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0

این بهار هم اگذشت نیومدی ای جان جانا

عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0

آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0

بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0

بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0

بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0

نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0

آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0

کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000

میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0

حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0

خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0

پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0

محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟

یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0

بنفسی أنت!

به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0

آقا جان!

دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟

بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0

یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000

دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0

ای پیدا ترین پنهان من!

تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0

ای آفتاب عمر!

تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0

به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0

کاش می شد که خدا

اجازه ظهورت می داد

کاش می شد

که در این دیار غربت

ومیان موج غمها

به سکوت سرد وسنگین

رخصت خاتمه می داد

کاش می شد

جمعه ما

شاهد ابروی زیبای تو می شد

دیده نا قابل ما

فرش کیسوی تو می شد

کاش می شد

انتظار منتظر بپایان رسد

وهوا میزبان یاسها و

نسترنها

خاک پای مهدی زهرا شود

کاش می شد

تو هم از انتظار خسته شوی و

برای فرج دعا کنی

کاش می شد000


|+| نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 | نوشته شده توسط محمد

شاید این جمعه بیاید ... شــــــــــــاید ...

خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحظه خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر
کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...
شاید



|+| نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 | نوشته شده توسط محمد
با توجّه به آیات شریفه قرآن نگرانی کفار و مشرکین از ظهور امام زمان سلام الله علیه معلوم می گردد. تشکیل موسسات مطالعاتی پیرامون موعود آخرالزمان در کشورهای پیشرفته این مطلب را روشن تر می سازد.


 
 
به گزارش خبرنگار شیعه نیوز از کاشان، بیست و ششمین جلسه تفسیر آیات ولایت و امامت درشام میلاد موعود عدالت عجل الله فرجه الشریف برگزار گردید.

 آیت الله یثربی با ایراد بیاناتی به تبیین مقام امام عصر عجل الله فرجه ولزوم وجود ایشان پرداختند. استاد دروس خارج حوزه علمیه قم ابتدا ضرورت وجود امام معصوم در هر زمانی را اثبات کردند.

ایشان در این راه علاوه بر براهین موجود در کتاب و سنت از ادلّه عقلی مدد جسته، گفتند: بر اساس حکم عقل باید فیض فیّاض مطلق ابتدا به موجود برتر رسیده از ناحیه او به سایر موجودات برسد و این همان چیزی است که در فلسفه به عنوان "امکان اشرف" مطرح گردیده است. این موجود برتر را حکمای پهلوی به عنوان " کدبانو و خدای عالم" عرفا به عنوان "انسان کامل" و متشرعه و متدینین به عنوان "حجت الله و امام" نامیده اند.

رییس حوزه علمیه کاشان با استناد به روایات حجت خدا را اولین مخلوق، ضامن بقای عالم، واسطه فیض الهی و علت غایی آفرینش دانستند و در ادامه گفتند: فلاسفه برای هر معلول و مخلوقی چهار علت ذکر کرده اند. علت صوری، علت مادی، علت فاعلی و علت غایی. ایشان پس از روشن ساختن معنی هر کدام از این چهار علت تصریح کردند: بنا به نظر فلاسفه علت غایی از تمام این علل اربعه مهم تر است و وجود انسان کامل و حجت الله هدف غایی از خلقت جهان آفرینش است.

ایشان پس از برشمردن اوصافی که برای امام زمان علیه السلام در روایات ذکر شده و علایمی که برای ظهور ایشان بیان گردیده است، به بیان این آیه پرداختند: "هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون" غلیه دین اسلام بر همه ادیان علت غایی فرستاده شدن رسول خاتم صلی الله علیه و آله وسلم است هر چند این امر مورد نارضایی و کراهت مشرکان و کافران باشد.

آیت الله یثربی با تکیه بر روایات بیان داشتند مراد از مشرک در این آیه شریفه کسانی هستند که برای امام سلام الله علیه شریک قایل هستند. مانند عامّه که خود را موظف به پیروی از سلاطین خود می دانند هر چند فاجر و فاسق و ظالم باشند.

امروزه در کشورهای پیشرفته موسساتی وجود دارند که مطالعات عمیق و دقیقی نسبت به موعود آخر الزمان دارند و می خواهند بدانند کسی که از مکه و از کنار کعبه طلوع می کند و فریاد بر می آورد: یا أهل العالم أنا بقیة الله، کیست و چه وقت ظهور می کند؟

اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و آله فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه أرضک طوعا و تمتعه فیها طویلا.



|+| نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 | نوشته شده توسط محمد

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

فرياد مظلوميت
زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، «اهتمام و جديت نسبت به دين» بوده است.
مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه همچو تندبادى بر آن «ياس نبى» وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن «ريحانه رسول» گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن «سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل» است.


|+| نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387 | نوشته شده توسط محمد

مطالب اتفاقـي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

 

 

> عضویت  <

 

GTAexcess